الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
31
كتاب النكاح ( فارسى )
از اين كه پيامبر وجوه را نمىفرمايد معلوم مىشود كه وجوه مفروغ عنه بوده است پس به دلالت التزامى آن را مىفهميم . * . . . محمّد بن يعقوب ، عن عدة من اصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن عيسى ( قمى ) ، عن ابن محبوب ، عن عُباد بن صهيب ( محل بحث است ولى با تحقيق به اين نتيجه رسيديم كه وثاقت او را مىتوان پذيرفت ) قال : سمعت أبا عبد اللّه عليه السلام يقول : لا بأس بالنّظر إلى رءوس أهل تهامة ( مناطق حاشيهء جزيرهء عربستان ) و الأعراب ( عربهاى بيابانى ) و أهل السّواد ( عراقيها ) و العلوج ( قبيلهاى بودند ) لأنّهم إذا نُهوا لا ينتهُون . . . . « 1 » معلوم مىشود آنجايى كه نهى از منكر اثر ندارد نگاه كردن بدون تلذّذ و ريبه اشكال ندارد . حال از اين كه موها را گفته و صورت را نگفته است ، معلوم مىشود كه صورت مفروغ عنه بوده است ( دلالت التزامى ) . 20 ادامهء مسئلهء 18 . . . . . 24 / 7 / 78 * . . . عن محمّد بن اسماعيل بن بزيع ( از مردان با شخصيت بود و از اصحاب امام رضا بود ) قال : سألت ابا الحسن الرضا عليه السلام عن امّهات الأولاد ( امّ ولد ) لها أن تكشف رأسها بين يدى الرّجال ؟ قال : تُقَنِّعْ . « 2 » براى روشن شدن معنى حديث مطلبى را ذكر مىكنيم و آن اينكه از احاديث زيادى استفاده مىشود كه حجاب سر براى كنيزان لازم نبود به گونهاى كه سر برهنه نماز مىخواندند . مذهب مشهور فقها هم همين است و ظاهراً صاحب جواهر « 3 » هم نظر مشهور را دارد و به نظر ما از آيهء قرآن هم مىتوانيم اين معنى را استفاده كنيم ، چون آيه مىفرمايد : « يا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لِأَزْواجِكَ وَ بَناتِكَ وَ نِساءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلَابِيبِهِنَّ ذلِكَ أَدْنى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ » « 4 » زنان جلباب را چنان به خود بپوشانند كه موهايشان پيدا نباشد بعد مىفرمايد كه اين سبب مىشود كه شناخته شوند . چگونه اگر حجاب داشته باشند شناخته مىشوند ؟ اين به خاطر اين است كه كنيزان سر برهنه بودند و كسانى كه اهل ريبه بودند با كنيزها مزاح مىكردند و آيه مىگويد كه آنها سرهاى خود را بپوشانند تا شناخته شوند كه كنيز نيستند تا اهل ريبه مزاحم آنها نشوند . پس از اين آيه استفاده مىشود كه كنيزها سرشان برهنه بوده است . چرا آيهء حجاب به كنيزان دستور پوشش سر را نمىدهد ؟ شايد به جهت پايين بودن فرهنگشان بوده است . اگر اين كنيز به منزلهء همسر صاحب خودش ( امّ ولد ) شد آيا مىتواند سر خود را برهنه كند ؟ امام عليه السلام مىفرمايد : نمىتواند ، چون در مسير آزادى است چرا كه از سهم فرزند خودش آزاد مىشود بايد حجاب را رعايت كند . در اين روايت سخن از پوشاندن و نپوشاندن سر است . و از صورت ، نه ابن بزيع سؤال مىكند و نه امام جواب مىدهد ، معلوم مىشود كه صورت مفروغ عنه بوده است . طايفهء سوّم : روايات متعدّدى كه در مورد پوشش زن در حال نماز آمده است كه پوشاندن گردى صورت و دستها تا مچ و در بعضى روايات قدمين لازم نيست . اين روايات مطلق است و نماز در خانه يا جماعت را شامل است . در آن زمان وضع چنان نبود كه براى زنان پردهاى بكشند ، پس در حال نماز به طور مطلق اجازهء عدم ستر داده شده و اگر بنا بود بپوشانند بايد روايات را قيد مىزدند ولى هيچ كدام از روايات قيد ندارد كه به صورت دلالت التزامى از اين روايات مىفهميم كه نظر به وجه و كفّين جايز است . بعضى به ادلّهء ديگرى هم تمسّك كردهاند كه ما استدلال نكردهايم ، مثل مسئلهء عسر و حرج كه اگر صورتش را بپوشاند به زحمت مىافتد ولى دليل محكمى نيست و به عنوان مؤيّد خوب نيست . هذا تمام الكلام فى ادلّة جواز عدم ستر الوجه و الكفّين . ادلّهء قول دوّم ( الستر مطلقاً حتى الوجه و الكفّين ) : الف ) آيات : به بعضى از آيات قرآن استدلال كردهاند : 1 - آيهء « قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ » « 5 » . « يَغُضُّوا » در اين آيه عام است و شامل وجه و كفّين مىشود ، چون حذف متعلّق دليل بر عموم است . 2 - آيهء « وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِنَّ » « 6 » . از اينكه « بعولتهنّ » و « آبائِهِنَّ » استثنا شده است معلوم
--> ( 1 ) ح 1 ، باب 113 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 2 ) ح 1 ، باب 114 از ابواب مقدّمات نكاح . ( 3 ) جواهر ، ج 29 ، ص 68 . ( 4 ) آيهء 59 ، سورهء احزاب . ( 5 ) آيهء 30 ، سورهء نور . ( 6 ) آيهء 31 ، سورهء نور .